دلایل قانع کننده ای وجود دارد که چرا امروز با نرخ تورم بالاتر از آنچه در طی شش ماه گذشته دیده ایم ، بهتر خواهیم بود. اما در حالی که یک گسترش یکنواخت که تمام دستمزدها و قیمت ها را به همان مبلغ افزایش داده است ، مفید خواهد بود ، آنچه فدرال رزرو در واقع می تواند در وضعیت فعلی به دست آورد ، ممکن است چیزی کمتر مطلوب باشد.
هنگامی که اقتصاددانان دانشگاهی در مورد تورم صحبت می کنند ، ما اغلب از نظر یک اقتصاد تک خوب فکر می کنیم که در آن مفهوم به طور واضح به افزایش قیمت دلار آن کالا اشاره می کند. اما در دنیای واقعی ، در هر ماه معین برخی از قیمت ها افزایش می یابد و برخی دیگر سقوط می کنند ، و ما فقط می توانیم تورم را از نظر گرایش گسترده اصلی آن تغییرات قیمت فردی اندازه گیری کنیم.
یک مقاله تحقیقاتی اخیر توسط استاد کلمبیا ریکاردو ریس و پروفسور پرینستون ، مارک واتسون نشان می دهد که تورم اندازه گیری شده در دنیای واقعی ممکن است مانند کتاب درسی ایده آل باشد. ریس و واتسون مفهوم فرضی از شوک تورم خالص را به عنوان چیزی معرفی می کنند که هر قیمتی را با x (t) درصد تغییر می دهد ، جایی که در هر یک چهارم از قدر x (t) برای هر مورد در اقتصاد یکسان است. ریس و واتسون نشان می دهند که چگونه می توان چنین شوک را برای هر سه ماهه مشخص با مشاهده رفتار اجزای جداگانه Deflator PCE اندازه گیری کرد. یافته اصلی آنها این است که این مفهوم تورم خالص در واقع نقش بسیار کمی در تغییرات سه ماهه در شاخص های قیمت گسترده مانند تولید ناخالص داخلی یا شاخص قیمت مصرف کننده دارد و تنها 15-20 ٪ از تورم اندازه گیری شده را به خود اختصاص می دهد. در عوض نویسندگان دریافتند که تغییرات در قیمت های نسبی برای تعیین آنچه در CPI گسترده اتفاق می افتد بسیار مهمتر از تورم خالص است. به عنوان مثال ، کاهش اندازه گیری شده در طی 6 ماه گذشته به شدت تحت تأثیر کاهش قیمت انرژی است.
اگر فکر می کنید که فدرال رزرو بیش از 15-20 ٪ از تغییرات در CPI را بر عهده دارد ، پیامدهای این است که بخشی از تأثیر آن ناشی از تغییراتی است که در قیمت های نسبی ایجاد می کند. اما تغییر در قیمت های نسبی-مانند افزایش زیاد قیمت انرژی در نیمه اول سال 2008-می تواند بسیار بی ثبات کننده تر از تورم خالص کتاب باشد.
بنابراین من فکر می کنم که فدرال رزرو ممکن است تا حدودی از افزایش قیمت کالاها در چند هفته گذشته نگران باشد. نمودار زیر قیمت 11 کالا را از زمان اعلام اهداف کمی توسط فدرال رزرو در 18 مارس نشان می دهد. طلا تنها موردی از این کالاها است که قیمت آن افزایش نیافته است و میانگین این کالاها نسبت به دو مورد اخیر 13 درصد افزایش یافته است. ماه ها.
قیمت کالاهای مختلف در 17 مارس 2009 عادی شد = 100. منبع داده: قیمت های نقدی کالا WSJ، از طریق Webstract.
اگر واقعاً شاهد بهبودی در فعالیت های واقعی اقتصادی باشیم، مطمئناً مقداری افزایش در قیمت نسبی کالاها قابل انتظار است. اما این روندی است که فدرال رزرو باید از اینجا به دقت تماشا کند و می تواند ثابت کند که یک عامل محدود کننده قابل توجه در میزان امیدواری فدرال رزرو از طریق محرک های پولی است.
زیرا من فکر نمی کنم ایده خوبی باشد که برای بازپخش نمایش بازار کالا در سال 2008:H1 درخواست کنیم.
40 نظر در مورد تورم و قیمت نسبی
- Mattyoung 10 مه 2009 در 8:53 صبح
تکالیف خواندن بیشتر، اما قبل از من. من حدس می زنم که قبل از اینکه اقتصاد بتواند تخمین خود را از قیمت ها تثبیت کند، یک سری شوک های کوچک قیمت کالاها، هر کدام از شوک های قبلی کمتر است. گویی پس از تغییر در مدل مصرف، خانوار پی در پی تخصیص دقیق تری از خریدها را امتحان می کند، هر بار که تعدیل صورت می گیرد، توزیع قیمت ها برای مایحتاج خانوار روان تر و زنگوله تر می شود. فرآیند یادگیری فیلتر پیش بینی کننده
پروفسور همیلتون، به طور کلی، من دریافتم که پست های شما برای هر کسی که پیشینه ریاضی مناسبی دارد به راحتی قابل درک است. متأسفانه، من هیچ تحصیلات رسمی در زمینه اقتصاد ندارم، بنابراین در اینجا کمی دور از ذهن هستم، اما ... یکی از مواردی که به نظر می رسد در بحث تورم / کاهش تورم در جریان است حذف شده است، اثر خالص وضعیت اشتغال است.. درک ایده اصلی تورم پولی بسیار آسان است، اما اکثر مقالات و نظراتی که خوانده ام، از تخریب تقاضا به دلیل بازار کار و پیامدهای کاهش قیمت قیمت محصول غفلت می کنند. آیا این یک وضعیت واقعی "رکود تورمی" است؟نیمی از مارپیچ تورم دستمزد به راه نمی افتد؟در نهایت چه اتفاقی برای قیمت ها (کالا، کالاهای مصرفی و غیره) می افتد؟
همه ما باید سالها پیش این را فهمیدیم. فدرال رزرو با تغییر قیمت اعتبار ، یک سیاست تورمی را پیاده سازی می کند ، که حاکی از تقاضای بیشتر برای کالاهای حساس به بهره (خانه ها ، اتومبیل ها ، تجهیزات سرمایه) نسبت به سایر کالاها (غیر مستقیم ، خدمات) است.
و Old Truht که قبلاً توسط مدرسه اتریش شناخته شده است. مقدار "پول جدید" به اندازه کانال تزریق (رونق اعتباری ، گسترش هزینه های عمومی ، کاهش ارزش و غیره) مرتبط است. تصویر هلیکوپتر آسیب های زیادی به اقتصاد مدرن وارد کرده است.
این افزایش قیمت ها تهدید می کند که بهبودی را کاهش می دهد و بهبودی جامد را به یک محصول تبدیل می کند.
آیا دلایلی وجود دارد که باور داشته باشید که قیمت ها در 17 مارس "درست است؟"می توان استدلال کرد که قیمت کالاها در نیمه دوم سال 2008 به روند نزولی بیش از حد رسیده است و اکنون بر اساس سطح فعلی مصرف ، به سطح جدیدی اصلاح می شود. همچنین این نمودار افزایش قیمت کالاها را قبل از 17 مارس از بین می برد ، اگرچه می توانید استدلال کنید که بازار تصمیم فدرال رزرو را پیش بینی می کند. من موافقم که قیمت کالاها نیاز به تماشای دارد اما من کمتر متقاعد شده ام که افزایش قیمت گذاری کالاها ارتباطی با کاهش سیاست فدرال رزرو دارد. نشانه ها این است که کاهش سیاست وام توسط بانکهای چینی ، که در اوایل سال رخ داده است ، به جای نقدینگی اضافی دلار که باعث افزایش قیمت کالاها می شود.
نکات خوب. تورم که فدرال رزرو می خواهد افزایش عمومی دستمزدها است به طوری که می توان بار بدهی را کاهش داد. با این حال شواهد کمی وجود دارد که اتفاق می افتد. افزایش قیمت کالاها در خارج از بخش تولید کننده اصلی مانند افزایش قیمت نفت کاهش می یابد.
بنابراین ، تورم "خالص" و پولی * فقط * 15 ٪ -20 ٪ تورم اندازه گیری شده در ایالات متحده از سال 1959 را تشکیل می دهد؟این 15 ٪ -20 ٪ بیشتر از آنچه باید با سیاست پولی خوب باشد. بانک های مرکزی برای آزمایش تئوری کمیت به صورت تجربی نباید آزمایشاتی انجام دهند. شرط می بندم که در زیمبابوه بالاتر از 90 ٪ است.
اقدامات Rajesh FRB همه چیز با قیمت گذاری کالاها ارتباط دارد. از این امر توهین نکنید ، اما به نظر می رسد که نگاه عجیب و غریب به هر نمودار کالاهای تاریخی (طلا به دلیل ماهیت دوگانه به عنوان ارز/کالا) این مفهوم را اثبات می کند. لطفاً نمودار نفت خام زیر را از سال 1971 بررسی کنید تا http://www. chartsrus.com/chart1. php؟image=http://www. sharelynx.com/chartstemp/free/chartind1cruvoi. php؟ticker=futcl didndndndndndبه میزان قابل توجهی پاسخ می دهد تا زمانی که نرخ بهره FRB در حالت ZIRP نباشد. گرینسپن اساساً این درب را برای بن باز کرد و بن این سیاست را در تلاش برای جلوگیری از تورم دنبال کرد. اگر می خواهید به چیزی جالب توجه توجه کنید ، قیمت کالاها به همان اندازه به فارکس پاسخ ندادند (از نظر تاریخی نسبت به 5 سال گذشته). برای پاسخ به این سوال آیا قیمت ها درست بود؟نه ، آنها باید با کاهش سطح تقاضا ، در دسترس بودن اعتبار و موجودی کمتر باشند. اما آنها بیشتر با واقعیت وضعیت کلان هماهنگ می شدند. QE واقعیت را به طور موقت جبران می کند ، اما تا حد زیادی به یک بازه زمانی خاص محدود می شود (در بعضی از مواقع مطبوعات متوقف می شوند). اگر مقاله بنز را از سال 2002 (یا 2000؟) در مورد نبرد با تورم می خوانید ، می توانید ببینید که واقعاً طبق مقاله او یک نمایشنامه بوده است. با این حال ، من فکر می کنم آنچه اتفاق افتاده است که او روی آن حساب نکرده است ، واکنش بازارها به QE است ، که در اصل آن را به صدا درآمده است. همچنین من فکر می کنم که او فهمید که مقاومت عمومی زیادی در مورد چاپ حالت تهوع تبلیغات وجود دارد و دولت نیز آن را تحمل نمی کند (سیاستمداران از دیدن هزینه ها متنفر هستند اگر بخشی از آن نباشند). بحران فعلی با این واقعیت تقویت می شود که منحنی Yeild تندتر است ، در ابتدا به بانک ها کمک می کند تا ROI بهتری کسب کنند ، اما با ادامه کار اگر بازار کار بهتر نشود ، باعث خراب شدن در گزینه های خانه بازو و ترازنامه آنها می شود ،وام های CRE و C& D.
JDH: "در عوض نویسندگان می دانند که تغییرات در قیمت های نسبی برای تعیین آنچه در CPI گسترده اتفاق می افتد بسیار مهمتر از تورم خالص هستند."آیا این نتیجه می گیرد که این امر پیامدهای عمیقی برای فکر کردن در مورد قیمت های چسبناک دارد؟
من حدس می زنم مقدار قابل توجهی از افزایش قیمت کالاها (به ویژه مس) ناشی از تقاضای چینی است که فکر نمی کنم پایدار باشد.
این صعود به روش زیگ زاگ اتفاق می افتد، بنابراین میانگین تورم واقعی نسبتاً آهسته تر افزایش می یابد - قطعاً کندتر از نمودارها. شاخص نفت 120 در مقایسه با ماه مارس به نرخ تورم ثابت تبدیل خواهد شد. ممکن است در پایان تابستان باشد. چرا؟زیرا مردم از سرمایه گذاری می ترسند و حتی طمع دیگر برای پمپاژ پول در کالاها کافی نخواهد بود. ممکن است این اوج اولیه با نرخ رشد 20 درصد در دوره 1 ماهه، شدیدترین نقطه اوج باقی بماند.
با تشکر فراوان برای ارسال این موضوع، موضوع گفتگوی شام است. آیا قیمت نفت اکنون به اندازه ای است که باعث شود اقتصاد دوباره از صخره سقوط کند؟
من می توانم با برخی از اینها مخالف باشم. اول از همه، تورم یک موضوع عرضه/سرعت پول است، به ویژه دوره تورمی بحران اخیر. سرعت کل دلیل وجود و برای تامین مالی ساختاریافته است. برای افزایش قیمت اهداف تصاحب یا میلیون ها خانه در نوهرزویل، ایالات متحده، اسب بخار زیادی نیاز است.
دوم، در حالی که قیمت انرژی در مقایسه با اوج تابستان گذشته نسبتاً پایین است، از نظر تاریخی آنها بسیار بالا هستند - این از داده های آژانس بین المللی انرژی و همچنین EIA است. به دور از تورم بودن، پیامد این قیمت های بالا، تسریع بی ثباتی در تمام بخش های اقتصاد به عنوان یک کل است. ثابت شده است که این بی ثباتی که در حدود شانزده ماه گذشته خود را نشان داده است، به شدت کاهش دهنده تورم است.
کاهش تورم فعلی ناشی از سقوط در ایجاد اعتبار است. با کمال میل، تعداد کمی وجود دارند که مایل به بی ثباتی هستند. ارزش دارایی رو به کاهش است که وثیقه را تضعیف می کند. اعتبار به دست آمده از این طریق کاهش می یابد، که منجر به ... می دانید چه چیزی. آمریکا در حال تجربه کاهش قیمت مارجین است.
در مورد نگرانی فدرال رزرو در مورد قیمت نهاده ها؛در یک توسعه اعتباری، اثر قیمت های بالا تورمی به نظر می رسد، گویی دلارهای بیشتری در تعقیب استخر نسبتاً رو به کاهش کالاها - یا کالاها هستند. اکنون اینطور نیست... مگر اینکه نقدینگی از «تله نقدینگی» بدنام بیرون بیاید و به کالاهایی که به عنوان «دارایی» ظاهر شده اند نفوذ کند. نتیجه در اینجا، کالاها و خدمات غیرقابل قیمت مشتق شده از کالا خواهد بود که منجر به شکست های تجاری بیشتر می شود زیرا محصولات آنها به قیمت غیرقابل قیمت تبدیل می شوند.
در محیط تورم زدایی امروزی، پیامد قیمت های بالا وام گیری بیشتر نیست، بلکه تخصیص مجدد وجه نقد و بازگشت سود نهایی با نگرشی است که دانستن آن دیوانه کننده، بد و خطرناک است.
خط پایین: سقوط تاکنون دارای یک مؤلفه بزرگ قیمت سوخت است - در صعود. اقتصاد اکنون در منطقه خطر قیمت نفت قرار دارد و هیچ کاری وجود ندارد که فدرال رزرو یا شخص دیگری بتواند در مورد آن انجام دهد.
من متوجه شده ام که در اینجا در SE میشیگان ، قیمت مواد غذایی بسیار بالا به نظر می رسد. حتی رامن کمتر از 10 سال پیش دو برابر است که من از کارشناسی به یاد می آورم.
پروفسور نوشت: "دلایل قانع کننده ای وجود دارد که چرا امروز با نرخ تورم بالاتر از آنچه در طی شش ماه گذشته دیده ایم ، بهتر خواهیم بود. اما در حالی که یک گسترش یکنواخت که تمام دستمزدها و قیمت ها را با همان مبلغ افزایش داده است ، مفید خواهد بود ... "آیا این بیانیه در صورتی که همه کسانی که در یک بانک پس انداز می کنند ، یا همه کسانی که قرارداد دارند (یا IOUS) نیز دارای یک ضد توجیه بودند ، انجام می دهد. بند (به عنوان مثال بانک ها مجبور به پرداخت ، نرخ بهره + CPI ، بدهکاران باید X ٪ + CPI را بپردازند)؟آیا شما برای انتقال ثروت از کسانی که در مورد کسانی که با موارد فوق بدهی دارند پس انداز می کنند ، بحث نمی کنید؟
آقای همیلتون ، آیا این شواهد از Reis & Stock به دیدگاه هزینه تورم ، یعنی تورم به عنوان یک فنومون غیر پولی کمک نمی کند؟شاید مشارکت کنندگان JPKE شروع به استناد به این مقاله کنند ...
JDH: اگر آن نمودار را از ژانویه شروع کنید ، افزایش قیمت کالاها حتی جالب تر به نظر می رسد. اگر نمودار را از ژوئیه 2008 شروع کنید ، قیمت ها پس از سقوط از یک صخره شیب دار ، از کف زمین گزاف گویی کرده اند. سؤال: آیا فکر می کنید افزایش قیمت کالا در ابتدای سال 2009 ، پس از کاهش شدید در سال 2008 ، فشار تورم شدید را به شما کمک می کند؟
JDH نوشت: دلایل قانع کننده ای وجود دارد که چرا امروز بهتر از آن با نرخ بادگیر بالاتر از آنچه در طی شش ماه گذشته دیده ایم ، بهتر خواهیم بود. از آنجا که من برای یک نفر فکر نمی کنم ایده خوبی است که خواستار پخش مجدد نمایشگاه بازار 2008: H1 شوید. پروفسور ، با تشکر از پستمن نشنیده ام که هیچ کس دیگری در مورد تجزیه و تحلیل کالاها بحث کند. با توجه به توجه به دلایل اصلی اقتصاد ، این خبر قدیمی خواهد بود. من نمی دانم ارتباط بین جمله آغازین و جمله پایانی خود را مشاهده می کنید. استفاده از حسابداری کل به سطح لازم برای دیدن پیامدهای آن کاهش نمی یابد. نوشتن کانتیلون در اوایل سال 1700 مشاهده کرد که وقتی پول وارد اقتصاد می شود ، به طور مساوی وارد نمی شود. شرایط در اقتصاد تزریق جدید نقدینگی را به بخشهای خاصی از اقتصاد هدایت می کند و به دلیل پیچیدگی حوادث اقتصادی این توزیع دقیقاً مشخص نمی شود. به همین دلیل تجزیه و تحلیل کل از میزان تورم مانند CPI بسته به سبد کالاهای انتخاب شده و وزن آنها ، خوانش های بسیار تحریف شده تورم را ارائه می دهد (دلایل دیگر). یک مشاهده کلی می تواند انجام شود. هنگامی که نقدینگی تزریق می شود ، ابتدا عوامل حساس و سطح بالاتر تولید (کالاها) را تحت تأثیر قرار می دهد (کالاها) فقط بعداً در کالاهای مصرفی آشکار می شوند. از آنجا که بیشتر اقدامات تورم مانند CPI به شدت به سمت اندازه گیری مصرف وزن می شود ، هنگامی که در نهایت تورم در شاخص ها آشکار می شود ، تورم برای مدتی غرق شده است. در حالی که ممکن است بخواهید تکرار نمایش بازار کالاهای سال 2008 را بخواهید ، بسیار محتمل است که این الگوی خود را تکرار کند. جای تردید است که تزریق نقدینگی حباب املاک و مستغلات دیگری را ایجاد می کند ، اما این احتمال وجود دارد که برخی از حباب ها به عنوان - یا قبل از آن - آشکار شود. از آنجا که مداخلات اعتباری و دولت شرایط اقتصادی را به میزان قابل توجهی تغییر داده است ، پیش بینی اینکه در آن تأثیر نقدینگی برای اولین بار به غیر از تماشای کالاها آشکار شود ، بسیار دشوار است. بر این اساس می گویم که به نظر می رسد که شماره کالاهای شما به نظر می رسد که نقدینگی از بانک ها به چرخه تولید شروع می شود. من معتقدم که در حال حاضر با نقدینگی زیاد در مواردی مانند ذخایر بانکی که اقدامات FED تأثیر کمی در اقدامات تورم خواهد داشت ، استراحت می کند. اگر کنگره سیاست های رشد و توسعه را اجرا کند ، نقدینگی را می توان با رشد جذب کرد ،
اما اگر مالیات ها افزایش یابد و کنگره و سازمان های نظارتی در چرخه تولید فشار بیاورند، دلار می تواند به سرعت کاهش یابد و تورم و جهش قیمت نفت را به همراه داشته باشد، نه اینکه به کاهش دوباره بازار اشاره کنیم.
همچنین جالب است که قیمت نفت علی رغم موجودی های بسیار زیاد توانسته است افزایش یابد. انبار در کوشینگ پر است و تانکرهایی در خلیج شناور هستند که پر هستند. قیمت گاز طبیعی حتی در هفته گذشته به طرز چشمگیری افزایش یافت و این در مواجهه با اکتشافات جدید قابل توجه در لوئیزیانا است. آیا بازار کالا انتظار افزایش تقاضا را دارد یا به شرایط پولی پاسخ می دهد؟همچنین باید توجه داشته باشم که در حالی که رابطه دلار/کالا در طول بحران شکسته شد، به نظر می رسد که همبستگی معکوس در حال تثبیت مجدد است. دلار بلافاصله پس از اعلام QE ضربه بزرگی خورد، افزایش یافت، اکنون دوباره در حال چرخش است و برای حرکت به پایین ترین سطح خود رسیده است.
ما هنوز در آستانه چرخه قرار نگرفته ایم و در حال حاضر نگران قیمت نفت هستیم. و نه بی دلیل. برداشت من از وضعیت: http://www.aspousa.org/index. php/2009/05/peak-oil-not-speculation/
احیای اولیه نفت از 35 دلار به 50 دلار در نتیجه کاهش تهاجمی تولید توسط سعودی ها و دیگر تولیدکنندگان عرب بود. افزایش اخیر به نزدیک به 60 دلار گمانه زنی در بازارهای آتی بود که با توجه به موجودی های بالا، حفظ آن غیرممکن به نظر می رسد.
وقتی اقتصاددانان دانشگاهی در مورد تورم صحبت می کنند، ما اغلب به اقتصاد تک کالا فکر می کنیم که در آن این مفهوم به طور واضح به افزایش قیمت دلاری آن کالا اشاره دارد. من در آن شرایط دو کالا می توانستم. حدس بزنید دومی چیست.
اوهاین را بسازید: زمانی که اقتصاددانان دانشگاهی در مورد تورم صحبت می کنند، ما اغلب به اقتصاد تک کالا فکر می کنیم که در آن مفهوم به طور واضح به افزایش قیمت دلاری آن کالا اشاره دارد. من در آن شرایط دو کالا را حساب می کنم. حدس بزنید دومی چیست.
در حالی که ممکن است شما آرزوی تکرار نمایش بازار کالا در سال 2008 را نداشته باشید، به احتمال زیاد این الگو خود را تکرار خواهد کرد.-DickF من به طور کلی موافقم. انتظار می رود که تولید ناخالص داخلی در اواخر امسال مثبت شود و من فکر می کنم که عمدتاً به دلیل محرک های مالی (کاهش مالیات بر حقوق، افزایش SS و غیره) و اصلاح وام مسکن (افزایش درآمد اختیاری) است که تقاضا را تقویت می کند. بنابراین، بسیاری از مردم به دنبال کالاهایی برای سرمایه گذاری هستند (دوباره)، و من فکر می کنم که آنها (دوباره) می سوزند زیرا مردم بیش از حد مملو از بدهی هستند و ما هنوز کار و ساعات کاری خود را از دست می دهیم. بنابراین تقاضا سریعتر از آنچه دولت بتواند آن را پشتیبانی کند، از بین می رود. اما، من تعجب نمی کنم که در اواسط سال حباب دیگری داشته باشیم و دوباره بیرون بیاید و شوک دیگری به اقتصاد ضربه بزند و تولید ناخالص داخلی را در پاییز/زمستان کاهش دهد.
جیم، موضوع خوبی است. من می دانم که شما از آنچه می خواهم بگویم آگاه هستید، اما احتمالاً باید بر اساس برخی از نظرات محدود در این موضوع بیان شود. تمرکز بین المللی زیادی در این بحث وجود ندارد. هر گونه تحلیل معنادار از کالاها باید بر اساس تقاضا و عرضه جهانی انجام شود. شکست در انجام این کار تصویر بزرگ را از دست می دهد. مسلماً کمی کار می طلبد، اما اگر قرار است بحث یا ارائه معنای مهمی داشته باشد، هنوز باید انجام شود. هر یک از کالاهای کلیدی باید بر اساس تقاضای موجود و همچنین پیش بینی شده نسبت به عرضه موجود تحلیل شود. نشانه هایی وجود دارد که عرضه کالاهای مختلف به میزان قابل توجهی کاهش یافته است و زمان بازگرداندن عرضه موجود برای حمایت از تقاضای رو به رشد پیش بینی شده بسیار طولانی خواهد بود، مثلاً حداقل 12 تا 18 ماه برای برخی کالاها. علاوه بر این، یک تحلیل مناسب باید سرمایه گذاران اصلی در بازارهای کالاهای مختلف را در نظر بگیرد. وبلاگ های اقتصادی و برخی از رسانه های خبری اساساً این توجه را نادیده گرفته اند زیرا کالاها افزایش یافته اند.(لینک زیر) آیا سفته بازی باعث افزایش قیمت کالاها می شود؟به احتمال زیادآیا حدس و گمان موجه است؟این بستگی به این دارد که فرد تا چه حد فکرش را پیش ببرد. کمبود عرضه قابل توجهی در کالاهای مختلف در حال حاضر وجود دارد که رشد پیش بینی شده تقاضا را در کوتاه مدت پوشش نمی دهد. گذشته از کمبودهای عرضه شده شناخته شده و پیش بینی شده، دلیلی وجود دارد که انتظار داشته باشیم سرمایه گذاران اصلی کالا به شدت نیاز به بازگرداندن سود به برنامه های سرمایه گذاری خود دارند. بنابراین، تغییر به سمت کالاها در مسیر صعود منطقی است. اگر تقاضا در سال آینده افزایش یابد، مشکلات عرضه کالاهای مختلف کاملاً قابل توجه است. بازیابی تحویل کالا زمان می برد. رشد تقاضا ممکن است به اندازه کافی قوی نباشد که رشد قیمت کالاها را توجیه کند، اما این احتمالاً مانع از آن نمی شود که سرمایه گذاران با ادامه روند صعودی به دنبال بازده بالاتری باشند که در قیمت کالاها ارائه می شود. با این حال، من انتظار دارم که افزایش عمومی در قیمت کالاها بیش از حد باشد و احتمال یک رکود دوگانه اکنون در حال افزایش است. در اینجا مثالی از مشکل عرضه کالا آورده شده است: http://economictimes. indiatimes.com/Features/Investors-Guide/Falling-supplies-push-sugar-prices-up/articleshow/4507941. cms سرمایه گذاران اصلی کالا چه کسانی هستند؟در اینجا یک مرور کلی وجود دارد: http://www. thepeninsulaqatar.com/Display_news.asp؟
section=Business_News& subsection=market+news& month=May2009& file=Business_News2009051064814. xml
آقای اسپارکل: خیلی زود است که این را «رکود تورمی» بنامیم.(همچنین به مشاهدات sjp در ساعت 7:02 صبح در زیر مراجعه کنید). من به سادگی این را در حال حاضر به عنوان توسعه ای مطرح می کنم که ارزش تماشا دارد.
رابرت بل: نتیجه ای که من خلاصه کردم را می توان در واقع به قیمت های چسبنده نسبت داد (یعنی قیمت برخی کالاها کندتر از سایرین پاسخ می دهند). با این حال، این مقاله همچنین به همبستگی ها در فرکانس های مختلف با نتیجه گیری تقریباً مشابه نگاه می کند.
راب: بله، کاهش تورم غیرمنتظره نشان دهنده انتقال از بدهکاران به طلبکاران است، و من چنین انتقالی را در شرایط فعلی غیرمولد می دانم. علاوه بر این، من فکر می کنم تعدادی از مشکلات برای فدرال رزرو و هر کس دیگری وجود دارد که با نرخ اسمی Tbill نزدیک به طبقه صفر کار کند. از لحاظ تاریخی، دوره های کاهش تورم برای طبقه طلبکار کمتر از حد مطلوب بوده است (به عنوان مثال، ایالات متحده در دهه 1930، ژاپن در دهه 1990). فکر نمی کنم تکرار آن تجربیات به نفع کسانی باشد که دارای ثروت هستند.
من دومین پست ناشناس را می دانم که مدرسه اقتصاد اتریش این را به خوبی توضیح می دهد. تأکید می کند که گرایش اقتصاد کلان به قیمت های بالاتر در صنعت (و در واقع توسط شرکت) به طور متفاوتی انجام می شود، و بنابراین در زمان نیز به طور متفاوتی انجام می شود."زمان و پول" گاریسون آن را به خوبی توضیح می دهد. برای کسانی از شما که بیشتر با امور مالی آشنا هستند تا اقتصاد، ممکن است در توصیف عواملی که باعث افزایش قیمت سهام می شوند، آلفا و بتا را تشبیه کنید. حداکثر
از آنجایی که هم اقتصاد ایالات متحده و هم اقتصاد جهانی در حال حاضر تغییرات ساختاری را تجربه می کنند، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که قیمت ها از الگوی تغییرات هماهنگ (یا «تورم») به راحتی قابل تشخیص باشند. در عوض شاهد نرخ های مختلف افزایش قیمت در انواع کالاها و همچنین کالاهای مصرفی و در نهایت حتی دستمزدها هستیم و خواهیم دید. این آخری نشان می دهد که تورم "عادی" و خودپایدار آغاز شده است.
من فقط یک سوال کلی در مورد تورم غیر مرتبط با این پست داشتم و امیدوار بودم که کسی بتواند به من کمک کند. من در حال خواندن مقاله ای در نیویورک تایمز به نام "تورم ملت" (http://www. nytimes.com/2009/05/04/opinion/04meltzer.html؟emc=eta1) بودم و در آن نویسنده ابراز نگرانی می کندخطر رو به رشد تورم. در پایان ، او در مورد چگونگی افزایش سیاست های اوباما باعث افزایش بهره وری و چگونگی آهسته بهره وری و رشد کند منجر به تورم می شود. نویسنده ، آلن ملتزر ، می نویسد: "همه این اقدامات می توانند سرمایه گذاری تولیدی و اقتصادهای اساسی رشد را کاهش دهند ، که به نوبه خود باعث افزایش نرخ تورم می شود."سوال من این است که من نمی توانم کاملاً درک کنم که چرا سیاست هایی که بهره وری را کاهش می دهند و رشد می تواند تورمی باشد؟اگر کسی بتواند در این زمینه به من کمک کند که بسیار مورد استقبال قرار می گیرد ، متشکرم.
قیام ، از نظر رشد فکر کنید. با افزایش رشد تولید و نسبت کالا به پول بیشتر به سمت کالا تغییر می کند. این به معنای کاهش قیمت ها است. شما می توانید این موضوع را با نگاه به کاهش مالیات ریگان به روشی واقعی مشاهده کنید. بسیاری از آنها اعتبار ولکر را برای کاهش تورم به دلیل کاهش عرضه پول می دهند ، اما در واقع اقدامات وی باعث رکود '8 1-2 شد. تا زمانی که کاهش مالیات ریگان شروع به افزایش تولید و رشد کرد ، ارز شروع به بهبودی از تورم مزمن دهه 1970 کرد. به طور مشابه هنگامی که اقتصاد کند می شود عرضه کالا در اقتصاد کلی کاهش می یابد. شما همان پایه تولید ثابت را دارید که برای عرضه کمتری از عوامل تولید و حاشیه سود فشرده می شوند. قیمت ها در تلاش برای بازیابی سود از دست رفته و همچنین عرضه کوچکتر کالاهایی که با همان عرضه پول پیشنهاد می شوند افزایش می یابد. دلیل اصلی این گیج کننده این است که شما توسط صاحبنظران اقتصادی به شما آموزش داده شده است که مصرف مهم است و آنها تولید کالاهای مورد نیاز جامعه را کاملاً نادیده می گیرند. به یاد داشته باشید که تورم و تورم حوادث پولی است در حالی که گسترش و انقباض رویدادهای مالی است.
شاید با توجه به افزایش نرخ ، فدرال رزرو با افزایش تهاجمی تر با تهاجمی تر نشود. پولی که برای تأمین مالی خرید آژانس MBS چاپ می شود ، بارزترین محرک تورم در جاده است. اما آیا این اسلحه را برای فرض این حرکت در قیمت های کالا از تورم کنترل نمی کند؟منظورم این است که اگر به برخی از دیدگاه ها نگاه کنید ، ما فقط تصادف کردیم. برای سهامهمه در تلاشند تا از همه دیگران پیروز شوند و می گویند سهام بیش از حد سریع (حدود 30 ٪+) آمده است ، اما آخرین باری که من بررسی کردم ، S& P از 1200+ به سطح فعلی در تعداد معدودی (تعداد 7 یا بیشتر) از تجارت منتقل شدروزهای اواخر سپتامبر و اوایل اکتبر. بازارهای اوراق قرضه دو ماه دیگر طول کشید تا موافقت کند که این تورم بود (وقتی Long Bond در اواخر ماه دسامبر به 2. 5 ٪ رسید). سپس این بازارها نیز نظر خود را تغییر دادند ، در حالی که همه دوباره "از هر کس دیگری" که یک "حباب" دیگر در اوراق قرضه را صدا می کنند ، "از او بیرون می کشند". فدرال رزرو چند برابر کننده پول را باید در سطح معینی اجرا کند ، فقط حداکثر خود را تعیین می کند. اینجاست که همه سردرگمی ها از آن ناشی می شود. ما فقط نمی دانیم که چقدر پول در آنجا وجود دارد. تمام M3 ، MZM و غیره در بهترین داده ها در حال پیگیری هستند. آنها به ما نمی گویند چه اتفاقی در حاشیه با وا م-درست است. این مهمترین قطعه داده های عرضه پول در آنجا است.
در مورد این فکر ، آیا کسی در آنجا کار خود را برای تعیین میزان چند برابر کننده پول مؤثر بر اساس برخی از جمع آوری داده ها از آخرین درآمد سه ماهه بانکی انجام داده است ، و ارزش واقعی دارایی های بانکی را در برابر سرمایه و بدهی های موجود برای تعیین ضرب پول واقعی تخمین می زند.؟این چیزی است که فرد فرض می کند که فدرال رزرو توسعه یافته است.
رشد اقتصادی تورم را به وجود می آورد ، نه تورم ناشی از رشد اقتصادی. احمقانه و آرزو-فکر بن!
روی ، رشد اقتصادی تورم را فقط در صورت تحریک پول و رشد بیش از حد به تورم می کند. رشد اقتصادی طبیعی عرضه کالاها و خدمات موجود برای خرید نسبت به $ تعقیب آنها را تضعیف می کند و بنابراین تمایل به کاهش قیمت دارد.(رعایت آمریكا از پیش تغذیه شده.) كودوس به ناشناس و دیکف برای نظرات خود.
نکته خوببه همین دلیل تورم 2001 تا 2003 مردم را آزار نمی دهد. برای پنجه های پایین ، قیمت ها صاف یا در حال سقوط بودند. تورم تقریباً روی کالاهای لوکس متمرکز شده و بر روی پنجه های فوقانی تأثیر می گذارد. این به دلیل افزایش عرضه پول و نابرابری درآمد پس از سال 2003 (بیشتر بعد از سال 2005) بود. سال 2005 بود ، هنگامی که قیمت بنزین شروع به افزایش کرد ، تورم برای جمعیت گسترده تر شروع شد.
Qayam, The first answer you received is a “Reaganomics” answer. It is not necessary true. Supply-siders love to credit Reagans tax cuts with good results, but you may have noticed the lack of evidence for the claim that Volcker deserves no credit for any good news on productivity, while Reagan deserves all the credit. The answer you got about inflation is correct, as far as it goes. On the assumption that “nominal” GDP continues to rise at a certain pace, regardless of what happens to productivity, then a fall in productivity is likely to produce inflation. It is not automatic. Meltzer is prone to resist expansionary policies. That’s just who he is. He is very smart and there is logic to what he says, but he left out a bunch of assumptions that, if made explicit, would have helped you understand his claim that slow productivity growth leads to inflation. You can stop reading now, but here’s just a bit more. We can’t measure productivity growth directly, not in the sense that productivity growth means doing things better. What we can measure is inputs and outputs. So, when productivity growth slows as we measure it, we don’t know if it’s just noise or a real problem in getting new output-improving ideas into the economy. We might mistake a slower pace of productivity for a cyclical slowdown in growth. (Work hours grow faster than output =>"از نظر رشد فکر کنید. با افزایش رشد تولید و نسبت کالا به پول بیشتر به سمت کالا تغییر می کند. این به معنای کاهش قیمت ها است. "می گوید صداهای ناشناس منطقی است. بنابراین امروز ما یک قطره (در آخرین نگاه سالانه 6 ٪) در تولید داریم و قیمت آن را کاهش می دهیم. در همه جاشرایط مختلف ، همان نتیجه. حداقل نتیجه کاهش قیمت. من فکر می کنم احتمالاً پیچیده تر استکالاهایی که جایگزین ها در افزایش قیمت ها مشکل دارند. بازار انحصارها را کنترل می کند و می تواند قیمت های بالاتری را مطالبه کند (در اینجا مراقبت های بهداشتی را فکر کنید و تا حد قابل توجهی ، کشاورزی نیز وجود دارد). فعالیت هایی که برای تغییر هزینه های سوئیچینگ بزرگ و محصولات پشتیبانی از این فعالیت دشوار است ، می تواند قیمت گذاری را بالاتر از موارد دیگر حفظ کند. کالاها صنایعی هستند که هزینه ورود بسیار بالایی دارند. نگاهی عادلانه به این صنایع نشانگر رقابت نیست ، بنابراین قیمت گذاری منعکس کننده تقاضای ساده است. مالی بزرگ بدیهی است که اکنون یک بازار رقابتی نیست. مگر اینکه یارانه های پایین نرخ بهره را توسط بن و شرکت و بیمه FDIC در مورد وام های شیلا در نظر بگیرید. و اگر تقاضا کاهش یابد ، به هر دلیلی ، قیمت ها نیز مانند تولید کاهش می یابد. کمبود کالاهای پایه در همه جا وجود دارد. در دراز مدت ، ما از بسیاری چیزها تمام شد. در میان دوره ما به طور موثری از نفت خارج خواهیم شد. کمبود بعدی احتمالاً غذا خواهد بود که در واقع کمبود آب است. ما برای یک دوره زمانی امضاء بین رشد و رشد کم و یا آهسته در حال اجرا خواهیم بود.
در اصل ، ما تا زمانی که مردم شروع به تولید بیشتر این کالاهای گران قیمت کنند ، پیچ خورده ایم.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن زنجانچی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
25 فروردين
1402 ساعت: 18:16